مقاله های اساتید و مقاله و ...خودتان را در سایت زیر ارسال کنید
لطفا کلمات را تایپ کنید
w w w . a k s a r i a t . v c p . i r
بر خلاف اصرار بسیاری از مورخان غربی، جنگ های صلیبی با هدف گسترش مسیحیت انجام نگرفته و این جنگ ها تنها هدف مادی داشته است. رفاه و شرایط بسیار خوب اقتصادی در شرق توجه اروپاییان را که در آن مقطع از زمان در فقر شدید به سر می بردند، به خود جلب کرد. این خواسته ها و مطالبات که تنها هدف مادی داشت، بلافاصله رونمایی از مذهب به خود گرفت و به شعار و نمادهای مسیحی مزین شد. بنیان گذار جنگ های صلیبی «پاپ اربن دوم» بود. وی در سال 1095 میلادی شورای مجلس کلرمونت ـ مجلسی که از تمامی اصول و مبادی صلح طلبانه مسیحیت عدول کرده بود ـ را به جنگ فراخواند. هدف جنگ به دست آوردن سرزمین مقدس (بیت المقدس) از دست مسلمانان اعلام شد. به دنبال آن سپاه بزرگی از صلیبیان تشکیل شد. این ارتش از ده ها هزار تن از مردم به همراه سربازان تشکیل شد. بسیاری از مورخان بر این اعتقادند که اربن دوم برای خنثا ساختن یک انقلاب داخلی که در صدد کنار گذاشتن وی از سمت پاپی بود، به این جنگ اقدام کرد تا این انقلاب داخلی را خنثا سازد. به هر حال استقبال بسیاری از شاهدان اروپا، اشراف و شاهزادگان از درخواست اربن دوم تنها در چارچوب تحقق برخی اهداف مادی و سیاسی انجام گرفت. «دونالد کوئلر»، یکی از اساتید دانشگاه ایلینویز در این زمینه می نویسد: «در آن زمان شوالیه های فرانسوی بیشتر به دنبال زمین بودند و تاجران ایتالیایی در صدد گسترش تجارت خود در بنادر خاورمیانه و بسیاری از مردم عادی شرکت کننده در این جنگ ها نیز تنها برای فرار از سختی های زندگی روزمره خود به سپاه صلیبی ها برای شرکت در این جنگ پیوستند.» سربازان این ارتش حریص در راه خود به شرق بسیاری از مسلمان و حتی یهودیان را به امید یافتن طلا و جواهرات به قتل رساندند. صلیبیان که گمان می بردند مردم مشرق زمین پیش از مرگ جواهرات و طلای خود را می بلعند تا با خود به آن دنیا ببرند، برای دست یابی به این جواهرات شکم قربانیان خود را می دریدند. سپاه مختلط صلیبیان پس از یک سفر طولانی و سخت و پس از غارت و قتل عام وسیع مسلمانان سرانجام در سال 1099 به بیت المقدس (اورشلیم) رسید. بیت المقدس پس از پنج هفته محاصره سقوط کرد و صلیبیان وارد آن شدند و مرتکب جنایت هایی در این شهر شدند که تاریخ کمتر به خود دیده است. سپاه صلیبیان تنها طی دو روز چهل هزار مسلمان را با وحشی گری به قتل رساند. برای آن که به جنایت های وحشیانه این جنگ نگاهی داشته باشیم، مروری به خاطرات یکی از سربازان صلیبی شرکت کننده در این جنگ به نام «ریموند» می اندازیم. وی در زمینه دستاوردهای این جنگ به خصوص تصرف بیت المقدس توسط سپاه صلیبیان به خود می بالد و این چنین یادداشت های خود را آغاز می کند: «مناظر شگفت انگیزی بود، بعضی از مردان سر دشمنان را قطع می کردند، برخی دیگر دشمنان را که بر روی برج بودند، هدف تیر قرار می دادند و برخی دیگر را شکنجه می کردند و در آتش می انداختند. در کومه های شهر پشته هایی از سر و دست و پا دیده می شد به طوری که برای حرکت باید با احتیاط از میان اجساد انسان ها، و اسب ها عبور می کردیم. اما این پیروزی ها درمقایسه با آنچه که در معبد سلیمان انجام می گرفت، قابل مقایسه نبود. در معبد سلیمان مردان صلیبی در حالی که خون به زانوها و افسار اسب هایشان رسیده بود، عبور کردند. اورشلیم توسط سپاه صلیبیان تصرف شد و به عنوان پایتخت آنها اعلام گردید. گسترش قلمروی حکومت صلیبیان و حفظ این قلمروی تازه توسط آن ها نیازمند سازماندهی و رهبری بود. صلیبیان برای آن که موقعیت خود را در خاورمیانه حفظ کنند، نیازمند ادامه این جنگ بودند بنابراین بنای ثبات خود در این منطقه را بر رهبری جنگ و ستیزهای تازه و گسترش دامنه این جنگ ها قرار دارند. برای تحقیق این هدف گروه های نظامی ویژه از اروپا به فلسطین اعزام می شدند و در مکان هایی شبیه به صومعه مستقر می شدند. این افراد برای جنگ با مسلمانان آموزش نظامی می دیدند و بالاخره عامل بسیاری از کشتارهای مشرق زمین که به عنوان یک حربه دینی توسط بسیاری از اروپاییان استفاده می شد، از میان این گروه نظامی سر در برآورد. این گروه جز شوالیه های معبد نبود. شوالیه های معبد که نام دیگرشان «هم رزمان مسکین عیسی مسیح و معبد سلیمان» است در سال 1118 میلادی یعنی بیست سال پس از اشغال اورشلیم، توسط صلیبیان تأسیس شد. مؤسسان این طبقه دو شوالیه فرانسوی به نام های «هیودی پیتر» و «گادفری دو سنت امر» بودند. این انجمن یا گروه در ابتدا با استقبال کمی برای عضویت افراد مواجه شد اما با مرور زمان بسیاری از افراد در این انجمن عضو نشدند. اعضای این انجمن ابتدا در منطقه یک معبد ویران شده مستقر شدند و در همین محل بود که «قبة الصخره» توسط اعضای این انجمن ساخته شد. افراد این انجمن خود را به عنوان سربازان مسکین میان مردم مطرح ساختند اما طولی نکشید که این سربازان مسکین به ثروت هنگفتی دست یافتند. زائران مسیحی که از اروپا قصد فلسطین را می کردند کاملاً توسط شوالیه های معبد اداره می شدند و در نتیجه این شوالیه ها توسط این زائران به ثروت بسیاری دست یافتند. نگهبانان معبد یا شوالیه های معبد عامل اصلی حملات بعدی صلیبیان به مسلمانان هستند و بسیاری از کشت و کشتارهای جنگ های صلیبی در تاریخ به نام این گروه به ثبت رسیده است. «صلاح الدین ایوبی» یکی از فرماندهان ارتش اسلام در جنگ های صلیبی سرانجام توانست این دایره ظلم و ستم را بشکند و در سال 1178 در «جنگ هیتن» سپاه صلیبیان را در هم شکند و بیت المقدس را از دست آنها برهاند. صلاح الدین ایوبی به رغم آن که بسیاری از مسیحیان را در طول جنگ های مختلف مورد عفو قرار داد اما به دلیل جنایت های متعددی که شوالیه های معبد در حق مسلمانان مرتکب شده بودند، آنها را محکوم به مرگ کرد. شوالیه های معبد به رغم آن که بیت المقدس را از دست داده و متحمل تلفات سنگین شده بودند و نیز با خطر کاهش روز افزون مسیحیان درفلسطین مواجه بودند، به گونه های مختلف ادامه حیات دادند و به مرور زمان در اروپا به قدرت دست یافتند و پس از اروپا در بسیاری از دیگر کشورها نفوذ کردند و حتی بخشی از حکومت ها را نیز در دست گرفتند. قدرت گرفتن مجدد شوالیه های معبد و به دست گرفتن قدرت های سیاسی در اروپا از سوی اعضای این گروه پادشاهان اروپا را نگران کرد و از سوی دیگر معتقدات شوالیه ها، رهبران روحانی کلیساها را نیز آشفته ساخته بود به طوری که شوالیه های معبد تعالیم دینی و آداب دینی خاصی را به طور مخفیانه ترویج می کردند. بالاخره در سال 1307 «فیلیپ لوبل»، پادشاه فرانسه مصمم برای نابودی شوالیه ها شد و دستور دستگیری بسیاری از اعضای این گروه را صادر کرد. به رغم آن بخشی از اعضای گروه شوالیه های معبد توانستند از این حکم های اعدام جان سالم به در برند و فرار کنند اما بسیاری از آنها پس از یک دوره محاکمه به اعدام محکوم شدند. بسیاری از اعضای این گروه در بازجویی های انجام شده اعتراف کردند که بر خلاف آنچه که شنان می دادند تعهد اخلاقی به دین مسیحیت نداشتند و بعضاً در نشست های خود به عیسی مسیح(ع) توهین می کردند. به دنبال این سلسله دستگیری های رهبران شوالیه ها، بسیاری از آنها اعدام شدند از جمله «ژاک دومالی»، سر کرده بزرگ گروه شوالیه های معبد در سال 1314 میلادی به دستور کلیسا و پادشاه اعدام شد. به رغم آن که محاکمه شوالیه ها به پایان رسید و دیگر فرقه وجود خارجی نداشت اما بازماندگان این فرقه همچنان برای ادامه حیات جنگیدند و بالاخره در همان سال یعنی 1307 برخی از افراد این گروه به صورت مخفیانه راهی اسکاتلند شدند . اسکاتلند تنها کشور اروپایی بود که کلیسای کاتولیک را به رسمیت نمی شناخت. این افراد تحت حمایت «رابوت بروس»، پادشاه اسکاتلند توانستند بار دیگر تشکیلات خود را احیا کنند. شوالیه های معبد برای ادامه حیات سیاسی و دینی خود به راه های متعددی متوسل شدند. افراد این فرقه سرانجام توانستند در مهم ترین منطقه جزایر بریتانیا در قرون وسطی معروف به «لژوال بیلدرز» نفوذ کنند و پس از اندکی کنترل کامل این منطقه استراتژیک را به دست گیرند. این لژ در اوایل عصر مدرن خود را به «لژ فراماسون» تغییر داد. در واقع لژ اسکاتلند قدیمی ترین شاخه فراماسونری محسوب می شود و تاریخ این لژ به اوایل قرن چهاردهم زمانی که شوالیه های معبد به اسکاتلند پناه بردند، باز می گردد. القابی که به افراد عالی رتبه این لژ داده می شد، قرن ها پیش به شوالیه های معبد داده می شد. این عناوین تا به امروز به کار می رود. به طور کلی شوالیه های معبد ناپدید نشده و هنوز فلسفه، عقاید و تشریفاتشان در لباس مبدل فراماسونری پابرجاست. شواهد بی شمار تاریخی این موضوع را تأیید می کند و امروز شمار وسیعی از تاریخ دانان و تاریخ نویسان غربی ـ چه فراماسونر و چه غیر فراماسونر ـ این امر را پذیرفته اند. به رغم آنکه مکتب شوالیه های معبد به عنوان یک مکتب پایان یافته محسوب می شود اما هنوز هم تعلیمات این گروه تا به امروز در نزد بسیاری از اصول گرایان مسیحی محفوظ باقی مانده است و بسیاری از این سیاستمداران اصول گرا و محافظه کار غربی به بحران های کنونی غرب و خاورمیانه یا مشرق زمین با دید یک جنگ صلیبی نگاه می کنند و این بحران ها را در چارچوب این دیدگاه تعریف می کنند.
بر خلاف اصرار بسياري از مورخان غربي، جنگهاي صليبي با هدف گسترش مسيحيت انجام نگرفته و اين جنگها تنها هدف مادي داشته است. رفاه و شرايط بسيار خوب اقتصادي در شرق توجه اروپاييان را که در آن مقطع از زمان در فقر شديد به سر ميبردند، به خود جلب کرد. اين خواستهها و مطالبات که تنها هدف مادي داشت، بلافاصله رونمايي از مذهب به خود گرفت و به شعار و نمادهاي مسيحي مزين شد. بنيانگذار جنگهاي صليبي «پاپ اربن دوم» بود. وي در سال ۱۰۹۵ ميلادي شوراي مجلس کلرمونت ـ مجلسي که از تمامي اصول و مبادي صلحطلبانه مسيحيت عدول کرده بود ـ را به جنگ فراخواند. هدف جنگ به دست آوردن سرزمين مقدس (بيتالمقدس) از دست مسلمانان اعلام شد. به دنبال آن سپاه بزرگي از صليبيان تشکيل شد. اين ارتش از دهها هزار تن از مردم به همراه سربازان تشکيل شد. بسياري از مورخان بر اين اعتقادند که اربن دوم براي خنثا ساختن يک انقلاب داخلي که در صدد کنار گذاشتن وي از سمت پاپي بود، به اين جنگ اقدام کرد تا اين انقلاب داخلي را خنثا سازد. به هر حال استقبال بسياري از شاهدان اروپا، اشراف و شاهزادگان از درخواست اربن دوم تنها در چارچوب تحقق برخي اهداف مادي و سياسي انجام گرفت. «دونالد کوئلر»، يکي از اساتيد دانشگاه ايلينويز در اين زمينه مينويسد: «در آن زمان شواليههاي فرانسوي بيشتر به دنبال زمين بودند و تاجران ايتاليايي در صدد گسترش تجارت خود در بنادر خاورميانه و بسياري از مردم عادي شرکت کننده در اين جنگها نيز تنها براي فرار از سختيهاي زندگي روزمره خود به سپاه صليبيها براي شرکت در اين جنگ پيوستند.» سربازان اين ارتش حريص در راه خود به شرق بسياري از مسلمان و حتي يهوديان را به اميد يافتن طلا و جواهرات به قتل رساندند. صليبيان که گمان ميبردند مردم مشرقزمين پيش از مرگ جواهرات و طلاي خود را ميبلعند تا با خود به آن دنيا ببرند، براي دستيابي به اين جواهرات شکم قربانيان خود را ميدريدند. سپاه مختلط صليبيان پس از يک سفر طولاني و سخت و پس از غارت و قتل عام وسيع مسلمانان سرانجام در سال ۱۰۹۹ به بيتالمقدس (اورشليم) رسيد. بيتالمقدس پس از پنج هفته محاصره سقوط کرد و صليبيان وارد آن شدند و مرتکب جنايتهايي در اين شهر شدند که تاريخ کمتر به خود ديده است. سپاه صليبيان تنها طي دو روز چهل هزار مسلمان را با وحشيگري به قتل رساند. براي آن که به جنايتهاي وحشيانه اين جنگ نگاهي داشته باشيم، مروري به خاطرات يکي از سربازان صليبي شرکت کننده در اين جنگ به نام «ريموند» مياندازيم. وي در زمينه دستاوردهاي اين جنگ به خصوص تصرف بيتالمقدس توسط سپاه صليبيان به خود ميبالد و اين چنين يادداشتهاي خود را آغاز ميکند: «مناظر شگفتانگيزي بود، بعضي از مردان سر دشمنان را قطع ميکردند، برخي ديگر دشمنان را که بر روي برج بودند، هدف تير قرار ميدادند و برخي ديگر را شکنجه ميکردند و در آتش ميانداختند. در کومههاي شهر پشتههايي از سر و دست و پا ديده ميشد به طوري که براي حرکت بايد با احتياط از ميان اجساد انسانها، و اسبها عبور ميکرديم. اما اين پيروزيها درمقايسه با آنچه که در معبد سليمان انجام ميگرفت، قابل مقايسه نبود. در معبد سليمان مردان صليبي در حالي که خون به زانوها و افسار اسبهايشان رسيده بود، عبور کردند. اورشليم توسط سپاه صليبيان تصرف شد و به عنوان پايتخت آنها اعلام گرديد. گسترش قلمروي حکومت صليبيان و حفظ اين قلمروي تازه توسط آنها نيازمند سازماندهي و رهبري بود. صليبيان براي آن که موقعيت خود را در خاورميانه حفظ کنند، نيازمند ادامه اين جنگ بودند بنابراين بناي ثبات خود در اين منطقه را بر رهبري جنگ و ستيزهاي تازه و گسترش دامنه اين جنگها قرار دارند. براي تحقيق اين هدف گروههاي نظامي ويژه از اروپا به فلسطين اعزام ميشدند و در مکانهايي شبيه به صومعه مستقر ميشدند. اين افراد براي جنگ با مسلمانان آموزش نظامي ميديدند و بالاخره عامل بسياري از کشتارهاي مشرق زمين که به عنوان يک حربه ديني توسط بسياري از اروپاييان استفاده ميشد، از ميان اين گروه نظامي سر در برآورد. اين گروه جز شواليههاي معبد نبود. شواليههاي معبد که نام ديگرشان «همرزمان مسکين عيسي مسيح و معبد سليمان» است در سال ۱۱۱۸ ميلادي يعني بيست سال پس از اشغال اورشليم، توسط صليبيان تأسيس شد. مؤسسان اين طبقه دو شواليه فرانسوي به نامهاي «هيودي پيتر» و «گادفري دو سنت امر» بودند. اين انجمن يا گروه در ابتدا با استقبال کمي براي عضويت افراد مواجه شد اما با مرور زمان بسياري از افراد در اين انجمن عضو نشدند. اعضاي اين انجمن ابتدا در منطقه يک معبد ويران شده مستقر شدند و در همين محل بود که «قبة الصخره» توسط اعضاي اين انجمن ساخته شد. افراد اين انجمن خود را به عنوان سربازان مسکين ميان مردم مطرح ساختند اما طولي نکشيد که اين سربازان مسکين به ثروت هنگفتي دست يافتند. زائران مسيحي که از اروپا قصد فلسطين را ميکردند کاملاً توسط شواليههاي معبد اداره ميشدند و در نتيجه اين شواليهها توسط اين زائران به ثروت بسياري دست يافتند. نگهبانان معبد يا شواليههاي معبد عامل اصلي حملات بعدي صليبيان به مسلمانان هستند و بسياري از کشت و کشتارهاي جنگهاي صليبي در تاريخ به نام اين گروه به ثبت رسيده است. «صلاحالدين ايوبي» يکي از فرماندهان ارتش اسلام در جنگهاي صليبي سرانجام توانست اين دايره ظلم و ستم را بشکند و در سال ۱۱۷۸ در «جنگ هيتن» سپاه صليبيان را در هم شکند و بيتالمقدس را از دست آنها برهاند. صلاحالدين ايوبي به رغم آن که بسياري از مسيحيان را در طول جنگهاي مختلف مورد عفو قرار داد اما به دليل جنايتهاي متعددي که شواليههاي معبد در حق مسلمانان مرتکب شده بودند، آنها را محکوم به مرگ کرد. شواليههاي معبد به رغم آن که بيتالمقدس را از دست داده و متحمل تلفات سنگين شده بودند و نيز با خطر کاهش روز افزون مسيحيان درفلسطين مواجه بودند، به گونههاي مختلف ادامه حيات دادند و به مرور زمان در اروپا به قدرت دست يافتند و پس از اروپا در بسياري از ديگر کشورها نفوذ کردند و حتي بخشي از حکومتها را نيز در دست گرفتند. قدرت گرفتن مجدد شواليههاي معبد و به دست گرفتن قدرتهاي سياسي در اروپا از سوي اعضاي اين گروه پادشاهان اروپا را نگران کرد و از سوي ديگر معتقدات شواليهها، رهبران روحاني کليساها را نيز آشفته ساخته بود به طوري که شواليههاي معبد تعاليم ديني و آداب ديني خاصي را به طور مخفيانه ترويج ميکردند. بالاخره در سال ۱۳۰۷ «فيليپ لوبل»، پادشاه فرانسه مصمم براي نابودي شواليهها شد و دستور دستگيري بسياري از اعضاي اين گروه را صادر کرد. به رغم آن بخشي از اعضاي گروه شواليههاي معبد توانستند از اين حکمهاي اعدام جان سالم به در برند و فرار کنند اما بسياري از آنها پس از يک دوره محاکمه به اعدام محکوم شدند. بسياري از اعضاي اين گروه در بازجوييهاي انجام شده اعتراف کردند که بر خلاف آنچه که شنان ميدادند تعهد اخلاقي به دين مسيحيت نداشتند و بعضاً در نشستهاي خود به عيسي مسيح(ع) توهين ميکردند. به دنبال اين سلسله دستگيريهاي رهبران شواليهها، بسياري از آنها اعدام شدند از جمله «ژاک دومالي»، سر کرده بزرگ گروه شواليههاي معبد در سال ۱۳۱۴ ميلادي به دستور کليسا و پادشاه اعدام شد. به رغم آن که محاکمه شواليهها به پايان رسيد و ديگر فرقه وجود خارجي نداشت اما بازماندگان اين فرقه همچنان براي ادامه حيات جنگيدند و بالاخره در همان سال يعني ۱۳۰۷ برخي از افراد اين گروه به صورت مخفيانه راهي اسکاتلند شدند . اسکاتلند تنها کشور اروپايي بود که کليساي کاتوليک را به رسميت نميشناخت. اين افراد تحت حمايت «رابوت بروس»، پادشاه اسکاتلند توانستند بار ديگر تشکيلات خود را احيا کنند. شواليههاي معبد براي ادامه حيات سياسي و ديني خود به راههاي متعددي متوسل شدند. افراد اين فرقه سرانجام توانستند در مهمترين منطقه جزاير بريتانيا در قرون وسطي معروف به «لژوال بيلدرز» نفوذ کنند و پس از اندکي کنترل کامل اين منطقه استراتژيک را به دست گيرند. اين لژ در اوايل عصر مدرن خود را به «لژ فراماسون» تغيير داد. در واقع لژ اسکاتلند قديمي ترين شاخه فراماسونري محسوب ميشود و تاريخ اين لژ به اوايل قرن چهاردهم زماني که شواليههاي معبد به اسکاتلند پناه بردند، باز ميگردد. القابي که به افراد عاليرتبه اين لژ داده ميشد، قرنها پيش به شواليههاي معبد داده ميشد. اين عناوين تا به امروز به کار ميرود. به طور کلي شواليههاي معبد ناپديد نشده و هنوز فلسفه، عقايد و تشريفاتشان در لباس مبدل فراماسونري پابرجاست. شواهد بيشمار تاريخي اين موضوع را تأييد ميکند و امروز شمار وسيعي از تاريخدانان و تاريخنويسان غربي ـ چه فراماسونر و چه غير فراماسونر ـ اين امر را پذيرفتهاند. به رغم آنکه مکتب شواليههاي معبد به عنوان يک مکتب پايان يافته محسوب ميشود اما هنوز هم تعليمات اين گروه تا به امروز در نزد بسياري از اصولگرايان مسيحي محفوظ باقي مانده است و بسياري از اين سياستمداران اصولگرا و محافظهکار غربي به بحرانهاي کنوني غرب و خاورميانه يا مشرقزمين با ديد يک جنگ صليبي نگاه ميکنند و اين بحرانها را در چارچوب اين ديدگاه تعريف ميکنند. پينوشت: براي نگارش اين مطلب از: پايگاه تاريخ الاسلام، پايگاه اينترنتي المحقق و روزنامه النور چاپ يمن استفاده شده است. (ماهنامه موعود شماره ۶۹)
جمرات نام سه محل در منا است که اگر از سمت مکه رو به منا برویم از دامنه کوهی که فاصل میان مکه و منا است، شروع میشود و هر یک بصورت ستونی چهارگوش است که از سنگهای برهم چیده شده، با ملاطی از سیمان ساخته شده است . چهار طرفش باز است جز جمره عقبه که در گذشته فقط یک طرفش باز و آزاد بوده زیرا به کوه متصل بوده است و در سالهای اخیر که کوه برداشته شده، در جانب کوه، دیواری سیمانی، آن سمت را پوشانیده، ولی در موسم حج سال ۱۳۷۲ هـجری شمسی مشاهده شد که دیوار پشت آن را برداشته اند و آن نیز شکلی چون دو ستون دیگر پیدا کرده است. هر یک از جمرات نامی دارد: به ترتیب از سمت منا رو به مکه، به اولی جمره اولی و به دومی جمره وُسطی و به آخری جمره عَقَبه می گویند. سابقه تاریخی رمی جمرات رمی جمرات یعنی سنگریزه زدن به سه محل گفته شده که باید روز عید قربان و روز یازدهم و دوازدهم و در مواردی روز سیزدهم ذیحجه انجام شود. در برخی روایات سابقه این عمل تا زمان حضرت آدم کشانده شده و برخی دیگر سابقه تاریخی آن را تا ابراهیم (ع) می رسانند. در مورد حضرت ابراهیم نیز نظرات و تحلیلهای متفاوتی وجود دارد. برخی روایات آن را از تعالیم جبرئیل به ابراهیم هنگام آموزش مناسک حج می داند و پاره ای دیگر ظهور شیطان به ابراهیم و سنگ انداختن ابراهیم به او را آغاز پیدایش این عمل معرفی می کند و دسته دیگر آن را یادآور سنگهایی می داند که ابراهیم (ع) به قوچ قربانی زد. از امام صادق (ع) نقل شده است: نخستین کسی که رمی جمار نمود (به جمرات سنگ انداخت) آدم بود. چون خداوند اراده فرمود که آدم را توبه دهد، جبرئیل را نزد او فرستاد، جبرئیل گفت: خداوند مرا نزد تو فرستاده تا مناسکی که بوسیله آن توبه تو پذیرفته می شود وقتی خواست او را از منا به طواف خانه خدا آورد، در ناحیه جمره عقبه شیطان بر آدم ظاهر شد و از او پرسید: آهنگ کجا داری؟ جبرئیل به آدم گفت: او را هفت سنگ بزن و با انداختن هر سنگی تکبیر بگو. آدم چنانکه جبرئیل گفت، انجام داد و شیطان رفت. جبرئیل روز دوم دست آدم را گرفت تا به جمره اولی رسید. ابلیس بر او آشکار شد، جبرئیل گفت: هفت سنگ به او بزن و با هر سنگی تکبیر بگو. آدم چنان کرد. ابلیس رفت و دوباره در محل جمره وسطی بر او آشکار شد و به آدم گفت: آهنگ کجا داری؟ جبرئیل گفت: او را هفت سنگ بزن و با هر سنگی تکبیر بگو، و آدم چنان کرد و ابلیس فرار کرد و این عمل را تا چهار روز انجام داد و جبرئیل بعد از آن به آدم گفت: شیطان را بعد از این هرگز نخواهی دید. روایت دیگر این است که چون ابراهیم از ساختن خانه خدا فارغ گشت، جبرئیل مناسک و آداب حج را به او آموخت و چون وارد منا شدند و از ناحیه عقبه فرود آمدند، شیطان در ناحیه جمره عقبه بر او آشکار شد، جبرئیل گفت: او را سنگ بزن، ابراهیم هفت بار او را سنگ انداخت و شیطان پنهان شد. دوباره در جمره وسطی بر او ظاهر شد، جبرئیل گفت: او را سنگ بزن، ابراهیم هفت بار سنگ انداخت و شیطان پنهان شد. برای بار سوم در محل جمره اولی بر او آشکار شد. مجدداً جبرئیل گفت: او را سنگ بزن، ابراهیم نیز هفت سنگ بر او زد و شیطان مخفی شد. در گزارشی دیگر چنین آمده است: چون ابراهیم از ساختن خانه خدا فارغ گشت، گفت خداوندا کار را به سامان رساندم، اینک مراسم را به ما تعلیم فرما. خداوند جبرئیل را فرستاد که ابراهیم را حج یاد دهد. روز قربانی که فرا رسید شیطان بر او آشکار گشت، جبرئیل گفت: او را سنگ بزن، ابراهیم هفت سنگ انداخت و فردا و روز سوم نیز چنین کرد. طبری رمی جمرات را یادآور سنگهایی می داند که ابراهیم خلیل به قوچ قربانی زد. و آن بیست و یک سنگ که ابراهیم انداخت نیز سنتی گشت که حاجیان چون بدان جایگاه رسند سه روز هر روزی ایشان را بیست و یک سنگ بباید انداخت. روایات منقول از امامان شیعه، با گزارش سوم سازگار است. این روایات از طریق ائمه از پیامبر اسلام (ص) نیز نقل شده است و از این نظر از اهمیت بیشتری برخوردار است. چنانکه از امام صادق (ع) نقل شده است: نخستین کسی که رمی جمار کرد، آدم بود. بعد از آن جبرئیل نزد ابراهیم آمد و گفت: ای ابراهیم سنگ بزن، ابراهیم به جمره عقبه سنگ انداخت زیرا شیطان نزد جمره بر او آشکار شده بود. جمرات سمبل شیطان شمرده می شود و سنگ زدن به آنها نوعی اظهار نفرت و انزجار از شیطان محسوب می گردد چنانکه در دعای رمی جمرات نیز به این معنا اشاره شده است: الله اکبر اللّهمّ ادحرْ عنّی الشیطان؛ خدایا شیطان را از من دور گردان.(وسائل الشیعه) فقهای شیعه و اهل سنت اتفاق دارند که یکی از واجبات حج و اعمال منا، رمی جمرات است. همچنین تعداد سنگها و چگونگی انداختن آنها مورد اتفاق است. این از رموز حج که از دیر باز در حج ، مسلمانان ابلیسک را به عنوان نماد شیطان می دیدند و به آن سنگ می زدند. شاید به اطرافشون بیشتر دقت کنند.
دانلود کتاب کابالا وپایان تاریخیش کتابی جالب و پر معنا
http://dl.parsbook.org/server3/uploads/kabala-va-payanash.zip
آقا محمود کاری نکن بگم شکر خوردم تو ستاد حمایتی دکتر کار کردم.
دکتر خداییش این راهی که در پیش گرفتی میدونی به کجا ختم میشه؟
نه! من میگم.
دکتر جون تا حالا تعریف ناکجا آباد رو شنیدی؟
همون جایی که بنی صدر رفت.
فکر کنم یادت باشه امام (ره) وقتی گفت بنی صدر از فرماندهی کل قوا عزل شد چی به سر اون ملعون اومد.
یادت نیست؟
آره خوب یادته اون بیچاره آخرش تو لباس زنانه فرار کرد.
اونم به کجا ؟ به ناکجا آباد.
میخوای تو هم به سرنوشت اون دچار بشی.
تا کی می خوای از ... بی وفایی مثل مشایی دفاع کنی؟
به کی قسم بخورم اون آدم درستی نیست.
به رجایی قسم بخورم.
میشناسیش دیگه؟
وقتی تو دوره اول می رفتی به سفر های استانی مردم بهت چی میگفتن؟
مگه نمی گفتن صلّ علی محمد روح رجایی آمد.
حالا فهمیدی رجایی کیه؟
آره مردم تو رو با رجایی اشتباه می گرفتن!
می دونی چرا اشتباه می گرفتن چون اگه خود رجایی بودی امروز رنگ عوض نمی کردی اونم به خاطر چی؟ به خاطر کی؟
آقا محمود امروز جنگ یارانه ها نیست.امروز جنگ موسوی و کروبی نیست.
امروز جنگ جریان انحرافی هست و حمایت شما از این جریان
مگه شما نمی گفتی ما میتوانیم؟
حالا چی شده نمی توانیم اعضای این جریان انحرافی را که در راس آن مشایی قرار داره از ریشه خشک کنیم.
دکتر جون یادم میاد تو یکی از فیلم های تبلیغاتیت تو دوره دهم ریاست جمهوری نشسته بودی تو حیات و داشتی علفهای هرز رو می کندی.
اون روز چی گفتی؟
آره یادم اومد.
گفتی باید علفهای هرز رو از ریشه کند.
خیلی حرف باحالی زدی خوشم اومد.
فقط یه سوال داشتم.
منظورت از علفهای هرز چی بود؟کی بود؟
موسوی؟کروبی؟هاشمی؟ مهدی؟فائزه؟
همینا.....
اینا که ریششون خشک شد.
اینا رو کندیم.
حالا نمی دونم کدوم علفیه که داره برای رشد دوباره اینا بستر رو فراهم میکنه.
دکتر جون شما می دونی؟
آقا محمود یه سوال داشتم.
شما دنده لجبازی رو از کی به ارث بردی؟
شما رو به جون همون قسم تو این یکی مورد لجبازی نکن.
بکنش.
چی رو؟
خوب معلومه مشایی رو!ببخشید اشتباه شد منظورم علف هرزه بود.
دکتر به نظرت چرا تو فتنه ۸۸ تو رو سیبل قرار داده بودن؟
بگم.بگم.بگم.
چون جلوی سیبل اصلی قرار گرفته بودی؟
چون محافظ سیبل اصلی بودی.
سیبل اصلی که می دونی کیه؟
آفرین.
سیبل اصلی همونه که فریاد زد این عمّار؟؟؟؟؟؟؟
بابا ما بخدا نخواستیم شما عمّار باشید.حداقل ابن ملجم مرادی هم نشو.
آره یادم میاد حضرت ماه قبل از انتخابات تو کردستان سخنرانی کرد.
آخ یادش بخیر چه حرفهایی زد.
چطور از شما حمایت کرد.
فکر میکنی مردم عاشق سینه چاک شما بودن که به شما رای دادن؟
نه عزیزم نه!
کار را که کرد آنکه تمام کرد.
حالا چی شده؟
چی به روزت اومده؟
مگه ما می تونیم از رهبر جلو بزنیم؟
نه اصلاً لیاقتش رو داریم که از رهبر بیشتر بدونیم؟
نکنه شما مدعی هستید که بیشتر از حضرت ماه حالیتونه؟
نه!
خوب پس چرا؟
چرا وقتی که ایشون نامه دادند که مشایی را بذار کنار فقط پست این فرد رو عوض کردین؟
مگه نگفته بودی علف هرز رو باید از ریشه کند پس چی شد؟
چرا فقط قسمت روی خاک علف رو کندی؟
آقا دکتر نمی خوام بحث رو خانوادگیش کنم اصلاً هم درست نیست.
ولی یه سوال.
وقتی پسر شما ازدواج کرد مگه بهش نگفتید پسرم من صلاح تو رو می خوام.
گفتین یا نه؟
آقا دکتر اینو همیشه تو ذهنت فرو کن
حروف
خ-م-ی-ن-ی
در خمینی و خامنه ای مشترک است فقط خامنه
ای یک آه بیشتر دارد که از افراد بی بصیرت می
کشد.
شما که نمی خواهید آه بکشد پس
بصیرت از دست رفتتون رو پس بگیرید.
و در پایان یه توصیه برادرانه از طرف برادر کوچکتون براتون دارم
کاری نکنید که تو سالروز رحلت حضرت امام(ره)
مقام معظم رهبری جریان بنی صدر را با شما تکرار
کنند.
بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند
هر یوسفی یوسف زهرا نمیشود
مهدي جان ! وقتي كه مي آيي ... ![]()
مهر و محبت و عشق مي آيد . ![]()
(ما را در این جهاد اکبر همراهی کنید)
(ما را با نام حزب الله لینک کنید)
الف- فراماسونری جهانی
فراماسون گرفته شده از کلمه فرانسوی فرانماسون (franemason) بوده که ترجمه لغوی آن "بنّای آزاد" می باشد. تاریخ تشکیل فراماسون ها به قرون وسطی برمی گردد و بدین نحو که در آن ایام بنّاههای آزاد روز مزد دوره گرد، با تشکیل اتحادیه ای در شهری از فرانسه گرد هم آمده و برای پیش برد منافع مشترک شان تصمیماتی اتخاذ می کردند و آن ها پس از مدتی تشکیلاتِ مخفی و زیرزمینی خود را به نام فراماسون نامیدند… در قرون 18 و 19 میلادی تشکیلات فراماسون به خدمت امپریالیسم درآمد و همانند میسیون ها (هیأت های مذهبی) به عنوان جاده صاف کن استعمار به مناطق مختلف دنیا گسیل داده شدند… بزرگترین لژ آنان در انگلیس تشکیل شد که عمدتاً بعنوان عامل انگلیس عمل می کردند و اعضای اصلی این دستگاه از اعیان، اشراف، سرمایه داران و بازاریان متموّل بودند. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، شعب دستگاه فراماسون در کنار استعمار به کشورهای اسلامی، بخصوص ترکیه، ایران و جهان عرب راه پیدا کردند… فراماسون عضو انجمن های سری است که با استعمار انگلیس سیا و امریکا رابطه مستقیم داشته و مرام ادعایی-اش اخوت و برادری، ولی انگیزه اصلی وی تصاحب قدرت و زور و زَر و خدمت به امپریالیسم می باشد.(1) بطور کلی می توان گفت که فراماسونر در سده 18 از هر جهت یک نهاد وابسته به بورژوازی به شمار می رفت و از طرفی همین طبقه نوپا بود که در برابر دو طبقه دیگر اشراف وابسته به کلیسا و اشراف حاکم بر سیاست دولت، بپاخاسته و به کمک عوامل و نهادهای خود از جمله انجمن های فراماسون گری، خواهان آزادی، آزادی از نوع فئودالیته مذهبی و سیاسی، آزادی در کار، بازرگانی و انباشتن سرمایه بود. بوژروازی فریاد برابری سر می داد، زیرا می خواست در زمینه حقوق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و قضایی …با دو طبقه دیگر برابر باشد.(2) از پیشتازان انقلابی و سیاسی نیمه دوم سده هیجدهم که به جرگه فراماسون گری پیوستند انقلابیون آمریکا بودند ولی فراماسون گری در آمریکای شمالی به کوشش فراماسونری انگلیسی، اسکاتلندی وایرلندی در دهه های آغازین سده هیجدهم پدید آمد …(3)
ادامه مطلب.........